close
چت روم
ایران تم
ads
ads
ads

داستان کوتاه و آموزنده (کینهٔ مار)

  • مدیر سایت
  • یکشنبه 01 شهريور 1394 ، 16:26
  • 468
دسته بندی : داستان آموزنده ،
Image Post !

 در همدان، كسى مى‌خواست زيرزمين خانه‌اش را تعمير كند. 

در حين تعمير، به لانه مارى برخورد كه چند بچه مار در آن بود. آنها را برداشت و در كیسه‌اى ريخت و در بيابان انداخت.


وقتى مادر مارها به لانه برگشت و بچه‌هايش را نديد، فهميد كه صاحبخانه بلايى سر آنها آورده است؛ به همين دليل كينه او را برداشت...

 


 مار براى انتقام، تمام زهر خود را در كوزه ماستى كه در زيرزمين بود، ريخت.


از آن طرف، مرد، از كار خود پشيمان شد و همان روز مارها را به لانه‌شان بازگرداند. وقتى مار مادر، بچه‌هاى خود را صحيح و سالم ديد، به دور كوزه ماست پيچيد و آن قدر آن را فشار داد كه كوزه شكست و ماست‌ها بر زمين ريخت. 

شدت زهر چنان بود كه فرش كف خانه را سوراخ كرد.


✅اين كينه مار است، امّا همين مار، وقتى محبّت ديد، كار بد خود را جبران كرد، امّا بعضى انسان‌ها آن قدر كينه دارند كه هر چه محبّت ببينند، ذرّه‌اى از كينه‌شان كم نمى‌شود.

ارسال نظرCommenting
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی