سایت بزرگ زنگ تفریح

داستان

داستان,جوک,داستان پیرزن,داستان جدید,

داستان,جوک,داستان پیرزن,داستان جدید,

داستان

داستان,جوک,داستان پیرزن,داستان جدید,

کدبازان

داستان

داستان آموزنده زن رهگذر و عابد

🌸🍃🌸🍃


#داستان_پندآموز


 زنی شبانه در بیابان گم شد. از دور چراغی دید سوسو می زند، نزدیک رفت. خانه عابدی بنی اسراییلی بود. در زد و گفت: مرا در خانه خود شبی امان ده می ترسم درندگان مرا تا صبح غذای خود کنند.



📚 به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب
داستان اسب امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا
آنگاه كه امام حسین(علیه السلام) در قتلگاه، در خون خود غوطه ور بود اسب وى آمد دور بدن غرقه به خون و مجروح امام مى ‏گشت و پیشانى خود را به خون مقدسش آغشته مى‏ كرد. عمر سعد كه این حالت را از آن حیوان مشاهده كرد دستور داد: او را بگیرند كه از بهترین اسبهاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) است، سواران اطراف اسب را محاصره كردند تا آن را دستگیر نمایند ولى اسب بر آنان تاخت و با پاهاى خود چهل نفر پیاده و ده نفر سواره نظام را به درك فرستاد. پس از مشاهده این امر مجدداً عمر سعد دستور داد آنرا آزاد بگذارید تا ببینم چه مى‏ كند، همین كه آن را آزاد گذاشتند نزدیك بدن به خون غلطیده امام (علیه السلام) آمد و پیوسته یال و كاكل خود را بخون شریفش مى ‏مالید و آن را مى ‏بوئید و با صداى بلند شیهه مى ‏كشید.
ادامه مطلب
داستان وعده پادشاه و از پای درآمدن نگهبان

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه

ادامه مطلب
پیج مشکلات جنسی (شماره5)

ﺳﻼﻡ،
ﻣﻦ ﭘﺮﯾﺸﺐ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺳ/ﮑ/ﺲ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺩﺧﻮﻝ ﯾﻬﻮ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﺗﮑﻮﻥ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﻟ/ﺖ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﭘﯿﭽﯿﺪ ﻭ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪ ،ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺍﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺶ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ
ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺍﻟ/ﺘﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﮐﺒﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﺍﺳﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﻟﻄﻔﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺳﺮﯾﻊ

کامنت ها

...

ادامه مطلب
داستان کوتاه فقیر

روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند.

آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .

در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد سفرمان چه بود ؟


ادامه مطلب
کلامی با ورودی های ۹۴ عزیز (طنز)

چس ترمای عزیز توجه کنید☺
۱)سر کلاس حتما گوشیاتون و خاموش کنین چون ما خوابیم😠
۲)واسه توالت رفتن اجازه نمیخواد بگیرین😳
۳)استادا و خانوم یا اقا صدا نکنی😂
۴)زنگ تفریح ندارین بش میگن آنتراک😂
ادامه مطلب
ماجرای طنز عروس پیدا کردن این پیرزن

جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …

 

پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

 

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!

 

پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!

 

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!

ادامه مطلب

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

مطالب سایت بر حسب

خرید اشتراک ویژه
کدبازان