close
چت روم
داستان
ads
ads
ads

داستان آموزنده زن رهگذر و عابد

  • مدیر سایت
  • چهارشنبه 24 مرداد 1397 ، 14:37
  • 23
Image Post !

🌸🍃🌸🍃


#داستان_پندآموز


 زنی شبانه در بیابان گم شد. از دور چراغی دید سوسو می زند، نزدیک رفت. خانه عابدی بنی اسراییلی بود. در زد و گفت: مرا در خانه خود شبی امان ده می ترسم درندگان مرا تا صبح غذای خود کنند.



📚 به ادامه مطلب مراجعه کنید...

داستان اسب امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا

  • مدیر سایت
  • شنبه 25 مهر 1394 ، 14:56
  • 522
Image Post !
آنگاه كه امام حسین(علیه السلام) در قتلگاه، در خون خود غوطه ور بود اسب وى آمد دور بدن غرقه به خون و مجروح امام مى ‏گشت و پیشانى خود را به خون مقدسش آغشته مى‏ كرد. عمر سعد كه این حالت را از آن حیوان مشاهده كرد دستور داد: او را بگیرند كه از بهترین اسبهاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) است، سواران اطراف اسب را محاصره كردند تا آن را دستگیر نمایند ولى اسب بر آنان تاخت و با پاهاى خود چهل نفر پیاده و ده نفر سواره نظام را به درك فرستاد. پس از مشاهده این امر مجدداً عمر سعد دستور داد آنرا آزاد بگذارید تا ببینم چه مى‏ كند، همین كه آن را آزاد گذاشتند نزدیك بدن به خون غلطیده امام (علیه السلام) آمد و پیوسته یال و كاكل خود را بخون شریفش مى ‏مالید و آن را مى ‏بوئید و با صداى بلند شیهه مى ‏كشید.

داستان وعده پادشاه و از پای درآمدن نگهبان

  • مدیر سایت
  • شنبه 18 مهر 1394 ، 11:43
  • 518
دسته بندی : داستان ، داستان آموزنده ،
Image Post !

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه

پيج مشکلات جنسي (شماره6)

  • مدیر سایت
  • پنجشنبه 09 مهر 1394 ، 16:31
  • 5591
Image Post !

18+
.
.
.
سلام ادمین اگه میشه بدون اسم بردن سوال منو بزار روی پیج
من 30 سالمه و نمیخوام ازدواج کنم یا رابطه جنسی داشته باشم. میشه راهنمایی کنین که چطور میتونم بچه دار بشم ؟

و اما پاسخ ملت همیشه در صحنه:


پیج مشکلات جنسی (شماره5)

  • مدیر سایت
  • پنجشنبه 09 مهر 1394 ، 16:24
  • 3979
Image Post !

ﺳﻼﻡ،
ﻣﻦ ﭘﺮﯾﺸﺐ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺳ/ﮑ/ﺲ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﺩﺧﻮﻝ ﯾﻬﻮ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﺗﮑﻮﻥ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺍﻟ/ﺖ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﭘﯿﭽﯿﺪ ﻭ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪ ،ﺑﻌﺪﺵ ﺩﺍﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺶ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ
ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺍﻟ/ﺘﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﮐﺒﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﺍﺳﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
ﻟﻄﻔﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺳﺮﯾﻊ

کامنت ها

...

داستان کوتاه فقیر

  • مدیر سایت
  • سه شنبه 24 شهريور 1394 ، 20:52
  • 357
دسته بندی : داستان ، داستان آموزنده ،
Image Post !

روزی مرد ثروتمندی ، پسر بچه کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آن جا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند و قدر موقعیتش را بداند.

آن ها یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی به سر بردند .

در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد سفرمان چه بود ؟


کلامی با ورودی های ۹۴ عزیز (طنز)

  • مدیر سایت
  • سه شنبه 24 شهريور 1394 ، 2:48
  • 675
Image Post !

چس ترمای عزیز توجه کنید☺
۱)سر کلاس حتما گوشیاتون و خاموش کنین چون ما خوابیم😠
۲)واسه توالت رفتن اجازه نمیخواد بگیرین😳
۳)استادا و خانوم یا اقا صدا نکنی😂
۴)زنگ تفریح ندارین بش میگن آنتراک😂

ماجرای طنز عروس پیدا کردن این پیرزن

  • مدیر سایت
  • دوشنبه 16 شهريور 1394 ، 21:6
  • 495
دسته بندی : مطالب طنز و خنده دار ،
Image Post !

جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند …

 

پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.

 

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!

 

پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!

 

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!